چرا...

 

 

 

چرا ناامیدان دوست دارند که نا امیدی شان را لجوجانه تبلیغ کنند؟


چرا سرخوردگان مایلند که سرخوردگی را یک اصل جهانی ازلی - ابدی قلمداد کنند؟


چرا پوچ گرایان خود را، برای اثبات پوچ بودن جهانی که ما عاشقانه و شادمانه در آن می جنگیم،پاره پاره می کنند؟


آیا همین که روشنفکران بخواهند بیماری شان به تن و روح دیگران سرایت کند،دلیل بر رذالت بی حساب ایشان نیست؟


من هرگر نمی گویم در هیچ لحظه ای از این سفر دشوار،گرفتار ناامیدی نباید شد،من می گویم:به امید باز گردیم- قبل از انکه ناامیدی،نابودمان کند.

/ 8 نظر / 6 بازدید
رضا موسوی

سلام دوست عزیز وبلاگ قشنگی داری خوشحال میشم به ما هم سر بزنی.http://kabutaraneh.persianblog.ir/

شاهرخ

:) همه جمله ها جالب بودن ولی فقط واسه جمله اول بگم که : واسه اینکه ما ها دوست داریم اونیکه دوست داریم رو همونجوری که دوست داریم ببینیم نه اونجوری که هست...

ایرونی

هیچ وقت اسیر دیو نا امیدی نباشی عزیز دل ان شا الله فردا با مطلب جدید به رو ز می شوم

کیامهر

ببخشید قبلی من بودم اشتباهی شد

سیما

سلام صبا جان جمله های قابل تأملی بود، واقعا چرا اینطور باشه؟ واقعا خودمون هستیم که از روزهای خوب که میتونه پر از امید باشه فرار میکنیم. درضمن عزیزم، بابت تبریک تولدم خیلی ممنونم، خیلی خوشحالم کردی. کاش بتونم جبران کنم[گل]

مسعود اثمرپور

نا اميدي رسيدن به آخر خط است ان شاء الله كه هيچوقت نااميد و سرخورده نباشي. برقرار و اميدوار باشي.

الهام الف

باید ناامید ی باشه تا امید معنا پیدا کنه..زشت باید باشه تازیبا دیده بشه...بد باید باشه تاخوبی ابراز وجود کنه..فقط باید مراقب بود ...که اینقدر ناامید ی رخنه نکنه که امید هم نا امید بشه..سرخورده بشه..