با من حرف بزن

چیزی بگو !چیزی بنویس ! کلمات را این قدر منتظر نگذار !کاغذ ها را به تلاطم در اور!


کاغذ ها هنوز سپیدند ، مداد ها هنوز مهربانند ،حرفی بزن! چرا سکوت کرده ای ؟ 

من میان بیشه های سکوت گم شده ام...

باران بی قرار به با م ها و شیشه ها می کوبد ، گاهی می گویم شاید شیشه ها از 

جنس بارانند که به اندک اخمی و بغضی می شکنند و فرو می ریزند.

باران نیمه شب چقدر دوست داشتنی است ! انگار هر که بیدار باشد ، صدای پای 

قطره ها را روی قلب خود می شنود.
گاهی از خودم می پرسم تولد شب برای چیست ؟

می اندیشم اگر شب نبود،از روزهای خالی از شور زیستن به کجا باید پناه می بردیم... .

سقف اتاقم را کنار می زنم،شب به من خیره شده است،ابرهاروی اتاقم چتر گشوده اند

ماه ورم کرده است. کاش می شد رویا هایم را از اسمان بچینم!

اتاقم در شب غوطه ور است و من غرق ان ...

 

 

حالا نوبت توئه...چیزی بنویس...!!!!

/ 9 نظر / 8 بازدید
محمد

سلاااااااااااااااااام خوبی صبا جان؟ چه عجب آدرس وبت رو دادی ممنون که به منم سر میزنی و منو خوشحال میکنی و ممنون که منو هم خبر کردی خیلییییییییییییییییییی قشنگ بود عالیییییییییییییییییییی شاداب باشی[گل][ماچ]

مینا

واژه ها سکوت میکنند چشمهای ما نگاه وقت عاشقی واژه ها غریبه اند چشم های ما همیشه آشنا [گل]

ندای آزادی

دوست عزیز ادرس وبلاگت رو اشتباه نوشته بودی کلی کلنجار رفتم ادرس صحیح رو پیدا کردم[گل]

محمد

سلاااااااااااام خوبی صبا جان؟ ممنون که به منم سر میزنی و خوشحالم میکنی[خجالت] در این روزها و لحظه های زیبای ماه رجب یاد ما که هستی ان شاالله؟ 15 رجب سالروز وفات بانوی رشید والگوی راستین دلاوری و خداجویی دخت علی و و ثمره ی عشق زهرا عقیله ی بنی هاشم زینب کبری را به شما تسلیت عرض می کنم رهرو راهش باشی بازم بیا کنار من شاداب باشی[گل][قلب]

علی

تکیه گاه بودنم ای عشق بی نهایتم من فدای قلب پر مهر و پر از عاطفه اتم تا تو باشی همدم خوب تمام لحظه هام من همون شاعر چشمان تو عاشق صفتم پر میشم مثل غزل تو ذهن عاشقونه هات می میرم حتی برای همه بهونه هات کنار نم نم بارون روی سبزه های خیس باز می شم عاشق مردن در فضای شونه هات دستی از روی نوازش می کشم بر سرتو می بوسم گونه سرخ وسینه مرمرتو در شبستان سکوت این جزیره خیال می فشارم در بغل نازکی پیکر تو همصدا و همنفس کوچه به کوچه دم به دم می زنم در بیت هر شعر و غزل با تو قدم در کنارت زیر بارون می میرم از عشق تو تا بدونی معنی عاشق شدن رو بلدم من پی از خود گذشتن قلب توست مرز عبور از شب مهتاب چشمات هر شبم سرشار نور بی تو در اوج تباهی خسته از ریاضتم با تو اما سر بلندم با وقار و پر غرور در کنارت زندگی حس همیشه زندگی ست بی وجودت زندگی معنی زندگانی نیست روزی تو اگر نباشی تکیه گاه غربتم روزگارم مثل شعرام تیره و خاکستریست ...[قلب]

محمد

سلااااااااااام خوبی همراه همیشگی من؟ ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي کرد بهت چي گفت ؟ جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . تو کوله بارت عشق ميزارم که بگذري، قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه، ومرگ که بدوني برميگردي پيشم من آپیدم و منتظرم که برگردی پیشم و کلبه منو با وجودت منور کنی آخه خودت خبر نداری که با اومدنت در کنار من چه آشوبی از خوشحالی در وجود من پر میشه[خجالت] شاداب باشی[گل][قلب]

علی

[لبخند]

علی

عجب آشوبی ...!