ارزو...

فقط یک آرزو دارم! 
فقط یک آرزو دارم! 
که بارانی ببینم من، 
و در زیرش، به همراهت، 
به سانِ مرغکانِ شادِ دریایی، 
چنان بالی گشایم، من، 
که دریا را به یک دم بستنِ چشمی، 
بپیمایم. 
فقط یک آرزو دارم! 
که چشمانت به چشمانم، 
شود خیره، 
و من در برقِ چشمانت، 
بخوانم، نامه های نانوشته، 
نامه های عشق و شیدایی. 
فقط یک آرزو دارم! 
که آغوشت فرا خواند مرا، 
من در تو پیچم، همچو پیچکهای روحانی، 
که از من، جز تویی، پیدا نباشد 
به تو می اندیشم.وقت بوئیدن یاس.گاه در عالم افسردگیم 
عطریک شاخه گل.یا که پرواز پرستو در باد 
وزش ناز نسیم.یا که خوش رقصی ماهی در اب 
.لحظه ای می سازد که در ان میمیرد.نفس تیره نومیدی ها 
به کدامین مانی؟ 
تو به ان شاخه گل؟تو به ان ناز نسیم؟تو به پرواز پرستو در باد؟ 
یا به خوش رقصی ماهی در اب؟ 
به تو می اندیشم! 
می توانی ایا تو!.خالق ان لحظه روشن باشی؟

/ 0 نظر / 10 بازدید