دلم خیلی گرفته.

 

میدونی...

 

 

 

 

وقتی پونه،

ترنم چشمه را زمزمه میکرد،

مزگانم اشک هایم را مزمزه،

تو،

در ناباورانه ترین گمان

تن ات،

مرطوب اندام عرق کرده ی

علف های هرز می شد

 

*********************************************

 

می شنوی...

کوبش های منظم قلبم را می گویم

همان ها که به  تو  زندگی می داد

همان ها که با هر طپش

همانند شبنم های یخ زده

به تو طراوت زندگی می بخشید

یادت نیست...

خودت می گفتی...

حال تو رفته ای

و طپش های قلب من بی تو

همچو سماور نفتی خانه مان

به پت پت افتاده است

 

یادداشت های صبا ن...٨٧/٢/٢١

از یادداشت های بچگیمه...نیشخندخوب بود؟

 

 

 

 

 

/ 0 نظر / 4 بازدید