پت و مت


 

##########################

 

جدیدا فهمیدم:

 

و روزهایی هستند در زندگی آدمی که با وجود این که همه چیزبه ظاهر مرتب و   خوب است ،

                                         ولی می توان حسِ خوبی نداشت . . .

 

چندوقته فهمیدم تو دامه زندگیم هیچ حس خوبی ندارم.ولی همه چی مرتبه همنجور که باید باشه.خیلی بده از خودت احساس رضایت نکنی، از زندگیت، از احساست، از عشقت و...

 

 

 

 

خدایا:


من اینجا ،
دلم سخت
معجزه می خواهد و
تو انگار،
معـجزه‌هایت را
گذاشتـ‌ه‌ای برای روز مـبادا

 

 

##########################


بی طرف عزیز خیلی وقته فهمیدم که وبلاگت فیلتر شده..اما چی بگم...هر چی بخوام بگم خودتم میدونی...فقط بدون خیلی ناراحت شدم و نگران.من با شما هیچ فرقی نمی کنم.چه وبلاگم فیلتر بشه یا نشه.من هم روزه سکوت گرفتم! ولی بدون برات ارزوی موفقیت کردم هر جا که هستی و هر چی که باشی!!!

 

وبلاگ یکی دیگه از دوستانم هم فیلتر شده به نام گاو مشتی حسن از دوستان قدیمی بنده هستند.برای ایشان هم ارزوی موفقیت می کنیم.

 

 

 

 

 

 

"بذار همه چی و فیلتر کنن...اگه تونستن افکارمونم فیلتر کنن"


 

/ 64 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
وصال

دست هایم را که می گیری حجم نوازش لبریز میشود گویی تمام رزهای زرد باغها با دستهای بی دریغ تو برای من چیده میشوند و قلب من پرنده ای میشود به پاکی بیکران نگاهت پر میکشد... و در آن وسعت بی انتها در خاکستری اندوه ابرها گم میشود دستهایم را که میگیری... نگاهم این قاصدک های بی تاب هزاران شور در آبی فضا رها میشوند و بغض گریه ها از شنیدن نفس زدنهای روح زیر هجوم آوار سرنوشت بی صدا شکسته میشود... دستهایم را که میگیری... عبور تلخ زمان را دیگر نمیخواهم که باور کنم ئوست عزیز آپم

وصال

دست هایم را که می گیری حجم نوازش لبریز میشود گویی تمام رزهای زرد باغها با دستهای بی دریغ تو برای من چیده میشوند و قلب من پرنده ای میشود به پاکی بیکران نگاهت پر میکشد... و در آن وسعت بی انتها در خاکستری اندوه ابرها گم میشود دستهایم را که میگیری... نگاهم این قاصدک های بی تاب هزاران شور در آبی فضا رها میشوند و بغض گریه ها از شنیدن نفس زدنهای روح زیر هجوم آوار سرنوشت بی صدا شکسته میشود... دستهایم را که میگیری... عبور تلخ زمان را دیگر نمیخواهم که باور کنم

وصال

دست هایم را که می گیری حجم نوازش لبریز میشود گویی تمام رزهای زرد باغها با دستهای بی دریغ تو برای من چیده میشوند و قلب من پرنده ای میشود به پاکی بیکران نگاهت پر میکشد... و در آن وسعت بی انتها در خاکستری اندوه ابرها گم میشود دستهایم را که میگیری... نگاهم این قاصدک های بی تاب هزاران شور در آبی فضا رها میشوند و بغض گریه ها از شنیدن نفس زدنهای روح زیر هجوم آوار سرنوشت بی صدا شکسته میشود... دستهایم را که میگیری... عبور تلخ زمان را دیگر نمیخواهم که باور کنم

وصال

دست هایم را که می گیری حجم نوازش لبریز میشود گویی تمام رزهای زرد باغها با دستهای بی دریغ تو برای من چیده میشوند و قلب من پرنده ای میشود به پاکی بیکران نگاهت پر میکشد... و در آن وسعت بی انتها در خاکستری اندوه ابرها گم میشود دستهایم را که میگیری... نگاهم این قاصدک های بی تاب هزاران شور در آبی فضا رها میشوند و بغض گریه ها از شنیدن نفس زدنهای روح زیر هجوم آوار سرنوشت بی صدا شکسته میشود... دستهایم را که میگیری... عبور تلخ زمان را دیگر نمیخواهم که باور کنم

وصال

وقت رفتن است وقت دل کندن و فراموشی ست از تو و خاطراتت ، تمام آن چیزهایی که در بندم کرده است می خواهم خودم را برهانم اما ... یادت هست خواستم پرواز کنم خواستم از هرچه بودن و تعلق است رها شوم تو چه کردی با من که زمین را همچو بهشتی زیبا یافتم!

وصال

سلام عزیزم منم وصال (سبوی خیال ) لطفا وبلاگ من رو با نام سبوی خیال لینک کن آپم. منتظرتم.

وصال

..........@@ ............@@@ ............@@@@@@@@@ ...............@@@@@@@@@ ....................................@@ ....................@@ ....................@@@ ....................@@@ ....................@@@ ....................@@@ ....................@@@ ......................@@ .................................................. @@@...............................@@@ @@@................................@@@ @@@@@@@@@@@@@@@@@ ...@@@@@@@@@@@@@@ ..................@@...@@ ..................@@...@@ ......................@@ ......................@@ ............................ ...............@@@@ .............@@.......@ ................@@@@@@ ............................@@ ............................@@ ............................@@ ............................@@ ............................@@ ............................@@ ............................@@ ..............................@

وصال

سلام صبا جان هر وقت تونستی وبلاگ منو با نام دختر سایه ها لینک کن.سبوی خیال خیلی وقت که آپ نمی شه! خیلی ممنون.

وصال

زندگی خوردن و خوابیدن نیست انتظار و هوس و دیدن و نادیدن نیست. زندگی چون گل سرخی است پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطیف. یادمان باشد اگر گل چیدیم عطر و برگ و گل و خار همه همسایه دیوار به دیوار همند. سلام آپم.

عروس رندانه و مستانه

خودم را حیاطی دیدم متروک و بزرگ واقع در حصار برج هایی بلند و سر به هوا خانه ای با حیاطی پر از خشت در لابه لایش علف هایی تازه و خودرو با درختانی بالغ و با شخصیت من مابقی باغ از دست رفته ام را افسوس می خورم و دیگران پشت آن همه پنجره افسوس مرا داشتن را تنها براي اينكه ردي گذاشته باشم , بداني به يادتم[گل]