من

شادم که در شرار تو می سوزم
شادم که در خیال تو می گریم
شادم که بعد وصل تو باز اینسان
درعشق بی زوال تو می گریم
پنداشتی که چون ز تو بگسستم
دیگر مرا خیال تو در سر نیست
اماچه گویمت که جز این اتش
برجان من شراره دیگر نیست
شب ها چو در کناره نخلستان
کارون ز رنج خود به خروش اید
فریادهای حسرت من گوئی
از موج های خسته من به گوش اید
شب لحظه ای به ساحل او بنشین
تا رنج اشکار مرا بینی
شب لحظه ای به سایه خود بنگر
تا روح بیقرار مرا بینی
من با لبان سرد نسیم صبح
سرمیکنم ترانه برای تو
من ان ستاره ام که درخشانم
هرشب در اسمان سرای تو
غم نیست گرکشیده حصاری سخت
بین من و تو پیکر صحراها
من ان کبوترم که به تنهایی
پر میکشم به پهنه دریاها
شادم که همچوشاخه خشکی باز
درشعله های قهر تو می سوزم
گوئی هنوز ان تن تبدار
کز افتاب شهر تو می سوزم
دردل چگونه یاد تو می میرد
یادتویاد عشق نخستین است
یادتو ان خزان دل انگیزیست
کوراه هزار جلوه ی رنگین است
بگذار زاهدان سیه دامن
رسوای کوی و انجمنم خوانند
نام مرا به ننگ بیالایند
اینان که افریده شیطانند
اما من ان شکوفه ی اندوهم
کزشاخه یادتو می رویم
شب های ترا به گوشه تنهایی
در یاد اشنای تو می جویم

/ 1 نظر / 6 بازدید
کورش-وفادار دلشکسته ی مرده

سلام...ممنون که سر زدي..يه بار ديگه بيا و داستان عشق من رو هم بخون! اگه دوست داشتي از اپديت وبلاگ با خبر شي در گروه وبلاگ عضوشو تا موقع اپديت برات ايميل بيادآخه id من ديگه add نميکنم،پر شده ...هر 10 روز يک بار و فقط يک ايميل براي شما فرستاده ميشه... در ضمن اين وبلاگ ماهی سه بار اپ ميشه...دوست داشتي باز هم بيا http://login.yahoo.com/config/login?.intl=us&.src=ygrp&.done=http://groups.yahoo.com/group/vafadar-delshekaste/join?